تبلیغات
(آینده در دستان ماست) - سلاح های نیروی انتظامی
 
(آینده در دستان ماست)
تیم سایبری زیباشهر
درباره وبلاگ


این وبلاگ را تقدیم میکنم با تمام ایرانیان عزیز کسانی که پای انقلابشان و خون شهدا ایستاده اند تمامی شیعیایان و کل کسانی که از ایران و اسلامشان تا پای جان حمایت میکنند.
ای روشنای خانه امید، ای شهید

ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است

ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان

با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید

« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد

در گسترای ساحت تحمید ای شهید

تیغ سحر زجوهره خونت آبدار

گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید

آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان

رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید

ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز

فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید

در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست

بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید

صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت

جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید

نام تو گشت جوهر گفتار عارفان

« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

کتاب حماسه های همیشه


مدیر وبلاگ : مسعود 2012
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما سروران گرامی از این وبلاگ به چه میزان است؟








سلاح اخگر
سلاح اخگر با دارا بودن كالیبر 7.62 میلی‌متر و با برد موثری بیش از دو هزار متر قابلیت نصب برروی زمین و خودرو را دارد.

این سلاح با نواخت تیر بالا كه قادر به ایجاد دیوار آتش با نواخت چهارهزارالی 6 هزارتیر در دقیقه است برای مقابله با انواع اهداف زمینی و هوایی ارتفاع خیلی پست به كار گرفته می‌شود.

هدف از طراحی و تولید این سلاح، انهدام و جلوگیری از تحركات دشمن برای انجام عملیات پیشدستانه علیه نفرات و تجهیزات دشمن به صورت منصوب برخودروها عنوان شده است.

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 29 تیر1390 ساعت 2:13 | لینک ثابت | یک نظر

کلت زعاف

کلت زعاف


این کلت کمری ساخت ایران در سال 1369توسط وزارت دفاع در قسمت ج .ا(جنگ افزار ) ساخته شد که از جمله تولیداتی بود که هم در بخش نظامی و هم در بخش انتظامی کاربرد داشت وهم اکنون نیز نیروی انتظامی هم به همراه سپاه و ارتش از این نوع سلاح تغذیه می گردد.






شرکت های مختلف اسلحه سازی در کشور های جهان همیشه به قسمت سلاح های انفرادی سبک دقت نظر داشته اند و دیده ایم که از اولین زمان هایی که سلاح ها را از حالت سرد به سلاح های گرم تبدیل کردند در پی تولید سلاح کوچک ولی سرنوشت ساز به نام سلاح کمری بودند و حتی هنوز هم برخی از افراد قدیمی در خانه خودشان اسلحه ی کمری شاهکش را نگه می دارند یاتپانچه ی لوگر به عنوان بهترین سلاح های کمری قرن قبل هنوز هم زبان زد است.همکنون نیز بریتانیا با تولید کلت واقعا تحسین برنگیز وبلی مارک توانسته خود را به عنوان یکی ازبهترین کشور کلت ساز جهان معرفی کند.وهم چنین در کنار آن بسیاری از کشور ها،از جمله آمریکا توانستند با معرفی خود به عنوان کلت ساز برتر دارای تولیدات مناسبی از این نوع سلاح باشند.مثلا کشوری مثل ایتالیا برتا99 را تولید کرده و صادر می کند،آمریکا ام-1911را تولید و ارزه می کند،روسیه ام پی-448در انواع مختلف تولید می کند،آمریکا سلاح کمری قوی روگر پی-89را تولید می کند،آلمان سلاح والتر پی-99را تولید وارزه می کند،اتریش گلاک17 و 19 را تولید می کند،آلمان سلاح پر قدرت هکلر و کخ9-2000را تولید میکند،جمهوری چک سلاح هایی در نسل سی- زد- جی2000تولید می کنندوبسیاری از کشور های دیگر با تولیدات دیگر که این فقط بخشی از آنها بود، تولید سلاح کمری را در کشورشان نهادینه کردند و در نهایت ایران سلاح کمری زعاف را تولید و احتمالا صادر می کند.
پس خوشبختانه جایگاه تولید اسلحه کمری در ایران نیز وجود دارد و ایران نیز می تواند کلت استاندارد زعاف را تولید و صادر کند.






البته کلتی مثل برتا99ایتالیا که دارای برد موثر15متر بوده و نواخت تیر125کلتی بسیار مناسب تر ازام-1911آمریکا با برد موثر7 متر ونواخت تیر 120 است.
در مورد کلت ایرانی زعاف هم باید گفت که این سلاح الهامی از کلت های زمان جنگ جهانی دوم است.واین باعث شده که کلت های ایرانی همانند کلت های آلمانی و روسی وفرانسوی الهاماتی از کلت های آلمان غربی داشته باشد.و این موجب تولید کلتی در سطح استاندارد جهانی است.
خصوصیات فنی کلت زعاف :

این کلت نیز مثل بسیاری از کلت های دیگر با فشار مستقیم گاز باروت مسلح شده و در نهایت پس از شلیک این کلت که دارای کالیبری9در19با جریان هوا لوله اش خنک می شود.درضمن این کلت دارای 4ضامن می باشد که ضامن های قفل بدنه کلت،ضامن تیر نهایی،ضامن اصلی و در نهایت ضامن نگهدارنده ی خشاب که به ترتیب ضامن ها برای تشریح و بازوبست سلاح - جهت نشان دادن خلاءخشاب- جهت مسلح شدن ضامن چخماق- جهت بیرون کشیدن خشاب از سلاح به کار می روند(به ترتیب بالایی).
از این رو این سلاح دارای سیستم حفاظتی مناسب بوده ودر نتیجه آن برخلاف کلت های زمان شاهنشاه دیگر این کلت ها وقتی که صاحب آن راه می رود خود به خود به زمین تیرندازی نمی کند.!!!






به هر حال این سلاح برای ملی سازی کشور در ایران تولید شده وشاید هم صادر می شود.همانطور که می دانید بیش از ده کشور آسیایی و آفریقایی از بابت سلاح انفرادی از ایران هم تغذیه می شوند و شاید هم این سلاح خود جزو صادرات به این کشورها باشد.
کلت زعاف نیز دارای برد موثر نزدیک به 15 متر و بردنهایی 50 متر می باشد.این سلاح بنا به گفته هایی 15تیر می خورد و لود کردن آن نیز به صورت کشش گلنگدن صورت می گیرد.
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 21 تیر1389 ساعت 20:33 | لینک ثابت| آرشیو نظرات

سلاح صیاد 2  سلاح صیاد 2

سلاحی استراتژیك و ضد زره كه پس از سالها با قدرت، تولید آن از انحصار ایالات متحده خارج گشته و نوع پیشرفته تری از مشابه آمریكایی آن به نمایش گذاشته شد .
وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در زمینه ساخت سلاح های سبك و سنگین پیشرفتهای چشمگیری داشته است .





در زمینه ساخت سلاح های سبك باید گفت كه سلاح های ساخت ایرانیان موجبات اعتراضات شركت های تسلیحاتی و ساخت جنگ افزار را فراهم آورده است . سلاح های استراتژیكی چون ، خیبر ..سلاحهای زاویه زن كنترل تلوزیونی..سلاح های كمری .. و...
سلاح ضد زره ..جی ۳ ای ۳ .جی ۳ ای ۴ .... و...نمونه هایی از سلاح های ساخت داخل می باشند .البته باید گفت كه ما در زمینه ساخت سلاح های بهینه سازی شده مونتاژ نیز در سطح مطلوبی قرار داریم . دو سلاح نامبرده آخر از جمله این سلاح های بهینه سازی شده اند.





مشخصات :

كالیبر : ۷/۱۲ ضربدر ۹۹ میلیمتر
سرعت دهانه : ۸۵۹ متر بر ثانیه
نواخت تیر مجاز : ۵-۳ تیر در دقیقه
برد موثر : ۱۲۰۰ متر
ماموریت : نفوذ در انواع فولاد ، بتون و پوشش های زرهی
قدرت نفوذ : ۵۰ سانتی متر
طول لوله : ۹۱۳ میلیمتر
وزن : ۲/۱۲ كیلوگرم
طول كلی : ۱۴۸۰ میلیمتر
ماشه : دو مرحله ای با نیروی كشش ۸/۲-۴/۱ كیلوگرم
ضامن : دومرحله ای با دو موقعیت ضامن و آتش
سازنده : وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران

معرفی سلاح ملی ایران ( سما ) SAMA

اطلاعات عمومی
سلاح تهاجمی سبک و بولپاپ سما
سلاح سما یک سلاح اتوماتیک با کالیبر 5.56 میلیمتری با مکانیزم مسلح کننده غیرمستقیم گاز و خشاب عقب می باشد که به منظور برآورده ساختن نیازهای گوناگون عملیاتهای مختلف نظامی طراحی شده است .
این سلاح دارای مکانیزم اتش ساده چهار وضعیتی است که شامل ضامن ، تک تیر ، سه تیر و رگبار می باشد .
از دسته حمل سلاح می توان برای نصب دوربین و دوربین دید در شب به منظور بالا بردن دقت آتش استفاده نمود .
به کار گیری اصول مهندسی پیشرفته در زمینه بالستیک داخلی و خارجی ، این سلاح را تبدیل به سلاحی کارامد و برجسته نموده است . طراحی ارگونومیک آن باعث ایجاد تعادل کامل ، دقت بالای سلاح و پس زنی کم آن شده است و ان را تبدیل به سلاحی مناسب برای نیروهای مسلح نموده است . این سلاح عقب نشینی کم ، دقت بالا ، وزن کم و درجه اطمینان بالایی داشته و ساختار آن به گونه ای است که به سادگی قابل تعمیر و نگهداری است . سرنیزه نیز قابل نصب بر روی سلاح است .


مشخصات فنی :
کالیبر : 5.56 در 45 میلیمبر
مکانیزم مسلح کننده : گاز غیر مستقیم
نوع مهمات : فشنگ SS109 یا M193
قفل : چرخشی با قفل کامل
خشاب : 20 و 30 تیری
طول سلاح با :
لوله بلند : 780 میلیمتر
لوله متوسط : 730 میلیمتر
لوله کوتاه : 680 میلیمتر
خان : 6 عدد راست گرد
سرعت دهانه : 950 تا 100 متر بر ثانیه
برد نهایی : 2500 متر
برد موثر : 450 متر
نواخت تیر : 700 – 800 تیر دقیقه  مسلح کننده : گاز غیر مستقیم
نوع مهمات : فشنگ SS109 یا M193
قفل : چرخشی با قفل کامل
خشاب : 20 و 30 تیری
طول سلاح با :
لوله بلند : 780 میلیمتر
لوله متوسط : 730 میلیمتر
لوله کوتاه : 680 میلیمتر
خان : 6 عدد راست گرد
سرعت دهانه : 950 تا 100 متر بر ثانیه
برد نهایی : 2500 متر
برد موثر : 450 متر
نواخت تیر : 700 – 800 تیر دقیقه
وزن ( با لوله بلند ) : 3900 گرم


سلحه های نیروی انتظامی



یكی از سلاحهای كمری مورد استفاده در نیروی انتظامی اسلحه ای است پرقدرت و مدرن بنامSig-Sauer P226 ساخت كارخانه اسلحه سازی معروف Hekler & Kokh آلمان.
تقریبا تمام كسانی كه به اسلحه علاقه دارند با نام كارخانه هكلر اند كوخ آشنا هستند. بسیاری از تولیدات این كارخانه معتبر از سالهای قبل از انقلاب تاكنون در نیروهای مسلح ایران خدمت نموده اند كه بعنوان نمونه میتوان از تفنگ اتوماتیك پرقدرت و مطمئن ژ-3 و تیربار MG1A3 معروف به ام ژ 3 نام برد.
البته نیروی هوایی ایران نیز در سالهای قبل از انقلاب از مسلسل MP5 استفاده می كرده است كه هم اكنون این مسلسل بعنوان سلاح سازمانی نیروی انتظامی و گارد حفاظت بانكها انتخاب شده و در مورد آن در بخش جداگانه ای توضیح خواهم داد.
سلاحهای كمری Sig-Sauer P226 و برادر كوچكتر آن Sig-Sauer P225 كه در حال حاضر در نیروی انتظامی با عنوان مخفف P226 و P225 نامیده می شوند در سال 1362 توسط كمیته انقلاب اسلامی بخدمت گرفته شدند.(در مورد P225 در بخش دیگر توضیح می دهم)
در آن زمان نیاز به یك سلاح كمری پرقدرت برای مقابله با گروههای تروریستی – جنایتكاران و اشرار - حفاظت از شخصیتها و استفاده نیروهای امنیتی بشدت احساس می شد و به همین علت كارشناسان پس از بررسی تولیدات كارخانه های مختلف كه با توجه به شرایط تحریم های نظامی آن زمان امكان معامله با آنان وجود داشت و از بین چندین سلاح كمری مدرن توانستند اسلحه P226 را انتخاب و خریداری نمایند.
P226 سلاحی است با وزن 1400 گرم و برد مفید 90 متر و خشاب 15 فشنگی كه با مهمات 9 میلی متری از انواع سوپر-رسام-دوزمانه –پلاستیكی تغذیه می شود.
باز و بسته نمودن این سلاح توسط یك تیر انداز ماهر در زمانی كمتر از 30 ثانیه انجام می شود كه در مقایسه با اسلحه های دیگر زمان مناسبی است.هرچند كه در صورت معیوب نبودن فشنگها غالبا در این اسلحه اشكالاتی همچون گیر كردن پوكه در جان لوله كمتر اتفاق می افتد اما برای یك نیروی پلیس كه در هنگام درگیری با دشمن با این موضوع برخورد نماید هیچ نكته ای حیات بخش تر از امكان سریع بازو بسته نمودن سلاح نیست. معظلی كه در اسلحه ای مانند كلت كالیبر 45 شاهد آن هستیم.
این اسلحه با قابلیت شلیك مستمر و خشاب گذاری سریع در حال حاضر مورد علاقه كوماندوهای نیروی ویژه پلیس بوده و در طی مدت خدمت خود در واحدهای مختلفی مانند یگان ویژه-یگان حفاظت از شخصیتها-گشت های ویژه و واحدهای عملیاتی در مرزهای كشور و سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گرفته است.
بهر حال با توجه به اینكه اسلحه همراه نیروهای پلیس غالبا یك سلاح كمری میباشد و این نیروها بدلیل نوع ماموریتهایشان از تفنگ های اتوماتیك و مسلسل استفاده نمی نمایند میتوانیم از اسلحه Sig-Sauer P226 بعنوان یك سلاح مطمئن و كارآمد نام ببریم كه تاكنون توانسته است از آزمایشهای زیادی سربلند بیرون آید.
ضمنا نیروهای پلیس برخی كشورهای دیگر نیز مانند ژاپن و مالزی از این سلاح بعنوان سلاح سازمانی استفاده می نمایند.

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت دوم(كوچك ولی مرگبار)


كوچك ولی مرگبار
این اصطلاحی است كه سازنده مسلسل دستی پرقدرت و منحصر بفرد MP5 برای تعریف از این سلاح معجز بكار میبرد.
مسلسل های كوچك همیشه جایگاه ویژه ای در جنگهای شهری دارند و در این میان پلیس ها و محافظان بیشترین نیاز را به این مرگ آفرینان كوچك داشته اند چرا كه قابلیت حمل آسان امتیاز مهمی است كه قدرت مانور و حركت نیروهای امنیتی را بهبود می بخشد.
اما زمانی كه بحث مقابله با جنایتكارانی كه برای انجام مقاصد خود از هیچ اقدامی رویگردان نیستند پیش آید متوجه خواهیم شد كه حمل آسان و راحت یك سلاح سبك به تنهایی به كار نخواهد آمد و این جا است كه به اسلحه ای احتیاج داریم كه در عین سبك بودن پرقدرت هم باشد.
نیروهای ویژه پلیس –ژاندارمری و كوماندوهای ارتش در قبل از انقلاب از سلاح بسیار خوبی بنام مسلسل یوزی استفاده می كردند كه به حق باید اذعان كنیم كه در زمان خود جزء بهترین ها محسوب می شده است و چه بسا هم اكنون نیز دارای امتیازات منحصر بفرد باشد. یكی از امتیازات یوزی این بود كه چون قبضه - ماشه و خشاب در نقطه ثغل سلاح قرارداشت تیرانداز این امكان را داشت كه در زمان نیازبا یك دست تیراندازی نماید و همینطور امتیازات دیگر كه در آینده در مورد آن خواهم نوشت.
در سالهای بعد از انقلاب و در زمان جنگ تحمیلی كه نیروهای مسلح در صدد ارتقاء لجستیك و تجهیزات بودند نیاز به یك مسلسل سبك و كارآمد برای استفاده نیروهای پلیس- محافظان- گاردهای ویژه و یگانهای تكاور احساس می شد و به همین علت اسلحه پرقدرت و مدرن MP5 كه نسل تكامل یافته همنوعان قدیمی خود بود از كارخانه H&K آلمان خریداری و بخدمت گرفته شد.
از مزایای بارز و برجسته MP5 میتوان به نواخت تیر بالا(400 گلوله در هر دقیقه)وزن سبك(2800 گرم با خشاب پر)و طول كم (60 سانتی متر) اشاره كرد.همچنین امكان استفاده از نور هالوژن در اماكن تاریك و تجهیزات صدا خفه كن این سلاح را به یكی از مرگ بارترین مسلسل های دنیا تبدیل كرده است.
در حال حاضر این سلاح در كلیه یگانهای نیروی انتظامی بكار گرفته می شود و جالب توجه اینكه نیروهای ویژه پلیس حتی در كشورهایی كه خود صاحب تكنولوژی تولید پیشرفته ترین سلاحها هستند نیز از اسلحه MP5 بهر می برند.
برادر كوچكتر این سلاح با نام MP5K نیز در ایران جهت حفاظت از محموله های بانكی در اختیار محافظان بانك قرار دارد.
جالب است بدانید پرسنل استفاده كننده از MP5 در ایران بدلیل تشابه بسیار زیاد این سلاح با برادر بزرگترش ژ-3 در مكانیزم و ساختار گلنگدن –آلات متحركه-– روآیك- درجه نشانه روی -قبضه و ماشه به آن بچه ژ-3 نیز می گویند.








__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی(قسمت سوم) تیربار hk-21


تیربار 7/62میلی متری HK-21
یكی از احتیاجات غیر قابل انكار نیروهای پلیس و یگانهای كوماندویی برخورداری از سلاحهایی است كه قدرت مقابله سریع و پرقدرت و همچنین امكان حمل و جابجایی آسان را داشته باشند. و تیربارهای سبك نیز از این جمله است.
نیروهای مسلح ایران در قبل از انقلاب از تیربارهای سبكی مانند MG-3-A1 بصورت مشترك استفاده می كردند و این تیربار دارای مشكلاتی بود كه در تیربارهای نسل بعدی رفع گردید. معایبی همچون سنگینی سلاح-گیر كردن به هنگام شلیك (اگر تیرانداز MG-1-A3 بعد از شلیك های طولانی بصورت مداوم سلاح خود و بخصوص بوش سر لوله را تمیز نمی كرد با مشكل گیر كردن در هنگام شلیك روبرو می شد) و بخصوص عدم برخورداری از جعبه قطار فشنگ كه در عملیات چریكی و رزم های در حال حركت تیر انداز را با مشكل روبرو می كرد و تیر انداز این سلاح همیشه میبایست تعداد زیادی قطار فشنگ را روی دست و یا روی دوش خود حمل می كرد مواجه می ساخت.
در سالهای بعد از انقلاب تیربار HK-21 از تولیدات كارخانه HK در كمیته انقلاب اسلامی بخدمت گرفته شد و از آن در رزم های بیابانی با قاچاقچیان و اشرار و همچنین در درگیری های خانه های تیمی با گروهكهای ضد انقلاب استفاده گردید. همچنین در تیپ موسی ابن جعفر (ع) كمیته انقلاب اسلامی در مناطق جنگ تحمیلی نیز بعنوان یك تیر بار كارآمد در كنار تیربارهای دیگر همچون بكتا و گرینوف استفاده شده است.
این تیربار با برخورداری از امكان تعویض لوله در تیراندازیهای طولانی و همچنین استفاده از جعبه قطار فشنگ برای حمل آسان مهمات و با برخورداری از دو پایه سبك و دوربین برای تیراندازی دقیق و برگه ناظم آتش كه در 3 وضعیت ضامن- تك تیر و رگبار تنظیم می شود مانند یك تفنگ سبك احساس راحتی در شلیك را به تیرانداز القاء می نماید.
شباهت ظاهری آن با اسلحه ژ-3 این احساس را در بیننده ایجاد می نماید كه این اسلحه همان ژ-3 است كه از قطار فشنگ نیز استفاده می نماید ولی باید بگویم كه نه تنها از نظر روش تغذیه هیچگونه شباهتی با ژ-3 ندارد( بدلیل برخورداری از صفحه خوراك دهنده و چرخ دنده های حامل قطار فشنگ) بلكه مكانیزم داخلی بسیار متفاوتی با ژ-3 دارد كه بطور كل آنرا از استفاده از خشاب 20 تیری ژ-3 محروم نموده است. تنها وجه اشتراك HK-21 با برادر كوچكتر خود استفاده از درجه نشانه روی و طریقة مسلح شدن آن توسط گلنگدن مشابه ژ-3 و استفاده از گاز مستقیم باروت جهت ادامه تیراندازی میباشد.



سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت چهارم(پیرمردی جوان)


سلاح كمری اسمیت اند ویسون(Smit&Wesson) كالیبر 38
ایالات متحده امریكا بعنوان اولین تولید كننده سلاحهای كمری توپی دار در جهان شناخته شده است.قدمت این سلاحهای كمری به قبل از جنگ های داخلی امریكا باز می گردد ولی در زمان جنگهای داخلی پیشرفت قابل توجهی نصیب این مدل سلاح كارآمد شده است.
یكی از مزایای برجسته این مدل از سلاحهای كمری این است كه تیرانداز می تواند صددرصد از شلیك اسلحه مطمئن باشد و از معایبی همچون گیر كردن فشنگ در سلاح مبری است.همانطور كه میدانید یكی از نگرانیهای تیراندازان در زمان درگیری گیر كردن سلاح میباشد چرا كه زمان از دست رفته برای رفع گیر یا تعویض فشنگ ممكن است به قیمت جان یك تیرانداز تمام شود.سلاحهای كمری كه از مكانیزم توپی برای تغذیه استفاده می كنند قادر هستند در صورت معیوب بودن فشنگ یا نم كشیدن باروت یا هر اشكال دیگر با چرخیدن و قرار دادن فشنگ بعدی در مسیر شلیك بسرعت به وضعیت عملیاتی بازگردند.
یكی از بهترین سلاحهای كمری توپی دار اسلحه ای است با كالیبر 38 و از تولیدات كارخانه اسمیت اندویسونSmit&Wesson.
تعداد بسیار زیادی از این اسلحه توسط شهربانی كل كشور در رژیم گذشته از كارخانه سازنده خریداری و بخدمت گرفته شد و این اسلحه با توجه به توان بالای عملیاتی خود توانست سالهای زیادی در كشور بعنوان سلاح سازمانی پلیس خدمت نماید و حتی در سالهای پس از انقلاب نیز تا مدتها بعنوان برترین سلاح كمری نیروهای پلیس در قبل از ادغام و همچنین نیروی انتظامی محسوب می گردید و اگر توجه كنید هنوز نیز این سلاح را همراه بسیاری از گشتهای سواره یا پیاده پلیس خواهید دید.و جالب است بدانید پرسنل نیروی انتظامی در حال حاضر و در زمان دوره آموزش و دانشكده پلیس این سلاح را بعنوان یكی از سلاحهای سازمانی آموزش می بینند و این بدین معنی است كه اسلحه كمری كالیبر 38 SW هنوز از رده خارج نگردیده و عملیاتی است.البته در چند سال قبل سلاح مشابه ای نیز از كشور برزیل خریداری گردید كه از نظر ظاهری هیچگونه تفاوتی با اسلحه كمری كالیبر 38 SW ندارد و تنها تفاوت آن این است كه سوزن اسلحه كمری كالیبر 38 SW به قسمت خروسك یا چخماق متصل میباشد ولی در سلاح مشابه برزیلی سوزن در داخل سلاح تعبیه گردیده است.
اسلحه كمری كالیبر 38 SWدر 2 مدل لوله كوتاه و لوله بلند عرضه شده كه با توجه به نوع ماموریت نیروهای استفاده كننده انتخاب می گردد.(مدل لوله بلند توسط پرسنلی كه از لباس فرم استفاده می كردند و این امكان را داشتند كه سلاح خود را در قلاف چرمی و بر روی كمر حمل نمایند استفاده می گردید و مدل لوله كوتاه معمولا توسط كارآگاهان اداره آگاهی یا مامورین مخفی استفاده می شده است).
مدلهای مشابه این سلاح كه توسط كارخانه های كلت و كبرا تولید شده است نیز در ایران استفاده شده است








__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت پنجم(دراگونف)


تك تیر انداز مدرن و تاكتیكی دراگونف Deragonov
تقریبا تمام كسانی كه به تفنگهای ویژه تك تیراندازی علاقه مند هستند اسلحه نیمه اتوماتیك دراگونف كه در كشور ما با نام سیمینوف یا قناصه شناخته شده است را میشناسند.
این اسلحه كه از تولیدات پرافتخار "كارخانه سلاحهای تهاجمی كلاشینكوف" است یكی از برگهای برنده در جنگهای سبك و مكانیزه محسوب می گردد و سلاحی است كه در كلیه نبردها و شرایط مختلف میتوان بشدت به آن اطمینان نمود.
این درست است كه این سلاح در ارتشهای غربی بعنوان یك تفنگ استاندارد دورزن قبول نشده ولی یكی از برترین تفنگهای دورزن در ارتشهای شرقی و ارتش بسیاری از كشورها میباشد كه میتوان بعنوان یك سلاح پشتیبانی و حمایت از نیروهای پیاده با اطمینان كامل در فواصل بیش از 600 متر بر روی آن حساب كرد.
حتی در جنگهای تن به تن نیز با استفاده از سرنیزه استاندارد كلاشینكوف میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
جالب است بدانید كه هر جوخه پیاده نظام در روسیه مجهز به حداقل یك تك تیرانداز با استفاده از سلاح دراگونف میباشد.
با تغییراتی كه روی مدلهای جدید و پیشرفته این سلاح صورت گرفته حمل و نقل آن آسان تر شده و از وزن آن نیز كاسته شده است.این تغییرات با استفاده از یك نوع آلیاژ مخصوص برای پوشش قسمتهای فلزی كه قبلا با چوب پوشیده می شد و همچنین استفاده از یك مدل قنداق پیشرفته تاشو به جای قنداق چوبی ثابت صورت گرفته است.
دراگونف با گاز غیر مستقیم باروت و توسط یك پیستون كوچك كه وجه مشترك سلاحهای تولید شده در كارخانه كلاشینكوف میباشد مسلح می شود.
این سلاح از فشنگهای استاندارد 7/62 ناتو استفاده می كند حال آنكه در گذشته علیرغم برخورداری از كالیبر 7/62 نمی توانست از فشنگهای استاندارد ناتو استفاده كند ولی بعدها با توجه به حضور نیروهای روسیه در گروههای پاسدار صلح و همكاری با كشورهای غربی این سایز تصحیح شده و به فشنگهای استاندارد ناتو تبدیل شد.
وزن این اسلحه بدون خشاب معادل 4/31 كیلوگرم و طول آن 1225 میلی متر است.
گنجایش خشاب آن نیز 10 فشنگ است.
در حال حاضر این سلاح در بسیاری از ارتشهای دنیا مورد علاقه واقع شده و در كشورهای عراق با نام القادصیه-كشور چین با نام تفنگ تیپ 85-رومانی با نام روماك و در یوگوسلاوی با نام زاستاوا تولید می شود.
البته ظاهر این سلاح در كشورهای فوق متفاوت است ولی هیچ تفاوتی در مكانیزم داخلی آنها وجود ندارد و همگی از یك وجه مشترك استفاده می كنند.
ورژن های قدیمی تر این سلاح كه بعنوان مدل شخصی معروف هستند در كشور روسیه ساخته می شوند كه دارای لوله كوتاه تر و وزن سبك تر هستند و از آن با نام روسی Medved به معنای خرس یاد می گردد.
حضور این سلاح و خدمت آن در نیروهای مختلف كشور ما به زمان جنگ باز می گردد و در حال حاضر نیز بعنوان یك سلاح تاكتیكی و كارآمد در دست توانمندان نیروی انتظامی در مناطق مرزی كشور و محلهای درگیری با اشرار و قاچاقچیان استفاده می گردد كه باید اذعان نمود در حال حاضر یكی از بهترین تفنگهای دورزن در نیروهای مسلح ایران میباشد.





__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت ششم (مشتزن)


لانچر M79 كالیبر 40 م.م یك اسلحه تك گلوله و كمرشكن با لوله خان دار
Thumpr (مشت زن) یا Blooper (پرتاب گر آهسته توپ در بازی رگبی) نامهای مستعار و غیر رسمی ای هستند كه سربازان ارتش امریكا به لانچر نارنجك انداز M79 اطلاق می كردند.
در سالهای 1951 كه ارتش امریكا بدنبال اختراع وسیله ای بود كه بتوان از آن بعنوان یك پرتاب كننده سبك و انفرادی استفاده نماید M79 طراحی شد. منظور ارتش امریكا این بود كه بتواند قدرت پرتاب نارنجك كه تا آن زمان توسط دست پرتاب می شد را به مسافتهای بیش از 50 متر ارتقاء دهد.در آن زمان سبك ترین اسلحه ای كه قدرت پرتاب یك گلوله انفجاری را تا مسافت حدودا 400 متر داشت خمپاره انداز 60 میلی متری بود كه همانطور كه میدانید حمل و نقل و استقرار آن دارای مشكلات خاص خود میباشد و از آن نمیتوان بعنوان یك سلاح انفرادی استفاده نمود.به همین علت پس از بررسی طرحهای مختلف بالاخره در سال 1961 لانچر نارنجك انداز 40 م. م M79 تولید و در ارتش ایالات متحده بخدمت گرفته شد.
این سلاح با استفاده از انواع مهمات منفجره وتاخیری توانست به سرعت جای خود را در واحدهای مختلف ارتش امریكا باز نموده و علاقه مندان بسیاری در بین پرسنل ارتش پیدا نماید.
امكان استفاده از انواع نارنجك منور-دودزا-ضد نفر-ضد سنگر های بتونی-ضد زره و همچنین نارنجك های گاز اشك آور و نارنجك های بازدارنده و ضد شورش این اسلحه را به یكی از بهترین تجهیزات همراه نیروهای پیاده و پلیس تبدیل كرده است.
یكی از مشكلات طراحان M79 این بود كه مكانیزم داخلی سلاح و گلوله آن باید به شكلی طراحی می شد كه مرمی منفجره قبل از خروج از لوله منفجر نشود كه در آنصورت لطمات و صدمات شدیدی را به تیرانداز وارد خواهد آورد.
به همین علت توانستند با طراحی دقیق شیوه ای را انتخاب كنند كه با استفاده از پوكه برنجی ضخیم و باروت بدون دود و ایجاد تعدادی سوراخ در روی پوكه برای تبادل هوا از سیستم كم فشار برای پرتاب استفاده كنند كه در نتیجه مرمی منفجره كه اتفاقا بسیار حساس و نازك نارنجی نیز هست در لوله منفجر نشده و راه خود را به سمت هدف طی نماید.علت سرعت كم اولیه در شلیك های این سلاح نیز همین موضوع است كه منجر به نامیدن این سلاح بعنوان Blooper شد. همچنین این طراحی و رضایت طراحان این سلاح به سرعت اولیه كم موجب گردید كه سایز پوكه ها از اندازه دلخواه تجاوز ننماید و از گلوله های كوچك كه حمل و نقل آن آسان تر است استفاده كند.
برد این سلاح بستگی به وضعیت نشانه گیری آن دارد به این شكل كه اگر سلاح را در وضعیت پرتاب بالستیك(منحنی) بگیریم برد آن بیشتر و اگر وضعیت آنرا بصورت مستقیم گرفته باشیم برد كمتری را عاید خواهد نمود.كه با توجه به الزام تیرانداز به رعایت فاصله حداقل با انفجار میتوانیم برد مفید را از 75 متر تا 375 متر بدست بیاوریم.
طریقه آماده سازی این سلاح برای شلیك به این شكل است كه ابتدا باید با استفاده از ضامن مخصوص كه در انتهای لوله قرار دارد قفل لوله را باز و آنرا در وضعیت كمر شكن قرار داده و یك نارنجك را در جان لوله بگذاریم .سپس لوله را به حالت اولیه بازگردانده و مطمئن شویم كه ضامن قفل لوله عمل كرده است.و با هدف گیری بالستیك یا مستقیم ماشه را بچكانیم.پس از شلیك ضامن لوله بصورت اتوماتیك باز شده و اسلحه را در وضعیت بارگذاری مجدد Reload قرار میدهد كه البته میتوانیم وضعیت اتوماتیك را از قفل لوله حذف و آنرا دستی نماییم.
تجهیزات این سلاح برای دقت در هدف گیری بسیار ساده بوده و از یك درجه نشانه روی نردبانی شكل كه بر روی لوله تعبیه شده تشكیل می شود كه با قرار دادن اهرم آن در متراژهای مختلف میتوانیم مسیر شلیك را تصحیح نماییم.
بسیاری از كشورهای دنیا از سال 1961 تاكنون از این سلاح در واحدهای مختلف نیروهای مسلح و پلیس خود استفاده نموده اند ولی بیشترین استفاده را ارتش امریكا در زمان جنگ ویتنام از آن كرده است و پس از آن بالغ بر 300هزار قبضه از این سلاح تولید و بخدمت گرفته شده است.
از جمله كشورهایی كه از این سلاح استفاده می نمایند میتوان از كره جنوبی-افریقای شمالی-استرالیا-رژیم اشغال گر قدس-مالزی-عربستان سعودی و تركیه نام برد.
این سلاح از سال 1346 توسط ارتش ایران خریداری و در ژاندارمری كشور نیز بخدمت گرفته شد و پس از آن نیز در جنگ تحمیلی بسیار از آن استفاده شده و در حال حاضر نیز توسط نیروی انتظامی در مناطق مرزی از آن استفاده می شود.
نكته جالب توجه اینكه علیرغم سابقه خدمت طولانی این سلاح در ایران هم اكنون نیز بعنوان یك پرتاب كننده مطمئن از آن استفاده می شود و قدیمی بودن آن موجب بازنشسته شدنش نگردیده است.
در حال حاضر بسیاری از كشور ها با تولید انواع مدرن تر این سلاح توانسته اند معایب اسلاف قدیمی آن را جبران و از آن بعنوان یك سلاح ضد شورش و یك پرتاب كننده سبك توسط نیروهای ویژه پلیس و ارتش كشور خود استفاده نمایند.











__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت هفتم(pkt)


تیربار چند منظوره PKT
طراحان شوروی با الهام گیری از تجارب آلمان ها در ساخت تیربارهای MG34 و MG42 در جنگ جهانی دوم طراحی یك نمونه قابل حمل و تغذیه شونده با قطار فشنگ را آغاز نمودند.
این طرح در زمانی انجام شد كه تیربارهای قدیمی "ماكسیم" كه از دهه 1930 در خدمت ارتش شوروی بود بارها نا كارآمدی خود را به اثبات رسانده و در برابر مشكلاتی همچون سرما یا گرد و غبار بسیار آسیب پذیر بودند.
بعد از اینكه مخترعین نام آشنای شوروی "گریگوری نیكیستن" و "یوری ساكالف" طرح خود در خصوص یك تیربار تغذیه شونده با قطار فشنگ 7/62 م.م. را نتوانستند تكمیل نمایند "میخاییل كلاشینكوف " معروف وارد كار شده و با ارائه یك تیربار مسلح شونده با گاز باروت كه از گلنگدن چرخشی بهره می برد توانست یكبار دیگر قدرت بلامنازع خود در تولید سلاحهای كارآمد را به همگان ثابت نماید.
او توانست با تولید تیربار پ.ك.ت تحول جدیدی در تیربارهای سبك تغذیه شونده با قطار فشنگ ایجاد نموده و نیروهای پیاده ارتش سرخ را با قدرت و توان بیشتر بدرقه صحنه های رزم نماید.
این نسل از تیربارها مانند بسیاری از تیربارهای دیگر دارای گلنگدن باز بوده و به همین دلیل از نواخت تیر مناسب نیز برخوردار است وعلیرغم استفاده از الگوی تیربارهای غربی از اصول كلی كلاشینكوف تبعیت می كند.گلنگدن بزرگ و توانمند این تیربار توانایی پذیرش گلوله های 7/62 م.م و دارای فشنگ كش شبیه به تفنگهای هجومی كلاشینكوف میباشد.از آنجا كه این تیربار از گلنگدن باز بهره می برد پین شلیك را میتوان از روی گلنگدن برداشت البته وقتی كه گلنگدن در مسیر حمال خود می چرخد پین شلیك روی حمال گلنگدن در حالت قفل شده باقی می ماند.
این تیربار یك اسلحه عمل كننده با فشار گاز و دارای یك پیستون با كورس بلند است و پیستون گاز به طور موقت بر روی حمال گلنگدن نصب شده و همراه آن حركت می كند.پیستون گاز و رابط آن دارای صفحاتی از جنس كروم هستند تا مقاومت بیشتری در برابر خوردگی داشته باشند.ضمنا این نكته قابل توجه است كه تمام تیربارهای این گروه دارای دافعه گلنگدن نیستند اما نمونه های ساخت مجارستان و یوگوسلاوی مجهز به آن میباشند.
در جریان جنگ سرد این تیربارها شهرت زیادی در جهان داشتند و در درگیری های مختلفی نیز مورد استفاده قرار می گرفتند.این تیربارها هنوز هم در روسیه-بلغارستان-مجارستان-رومانی-چین- و احتمالا در لهستان نیز تولید می شوند.
خانواده تیربارهای این گروه از طرح قطار فشنگ با جعبه بسته شبیه به طرح مورد استفاده در تیربارهای ماكسیم استفاده میكنند.این قطار فشنگ ها دارای 3 طول مختلف هستند كه شامل 200-100 و250 گلوله میباشند.قطار فشنگ 100 تیری در جعبه های كوچكتر جا گرفته و میتوان در نبردهای هجومی آنرا در زیر سلاح به بدنه متصل كرد.
جعبه های قطار فشنگ 200 و 250 گلوله ای بزرگتر بوده و در رزمهای پدافندی مورد استفاده قرار میگیرند.معمولا جعبه های 250 فشنگی برای نصب بر روی سه پایه استفاده می شوند.
وزن 8/99 كیلوگرم
طول 1173م.م
كالیبر 7/62*50
ظرفیت مهمات شامل نوار فشنگ 100-200-250 تایی
نواخت تیر علمی 650 تیر در دقیقه
در آخر اینكه اگرچه تیربار PKT چند منظوره میخاییل كلاشینكوف نتوانست به شهرتی همچون تفنگ تهاجمی طراحی شده توسط وی(مسلسل كلاشینكوف یا AK47) دست یابد ولی اطمینان پذیری بالا سادگی حمل و نقل و كاركرد ساده و روان توانسته است آنرا در ردیف برترین تیربارهای چند منظوره دنیا قرار دهد و بعید نیست در آینده با روی كار آمدن گلوله ها و تجهیزات جدیدتر شاهد افزایش كارایی این تیربار كارآمد نیز باشیم.
نیروی انتظامی كشور ما نیز در حال حاضر در واحدهای عملیاتی خود در مناطق مرزی و درگیری با اشرار و قاچاقچیان بعنوان یك تیربار سبك و كارآمد از این سلاح بهره میبرد. همانطور كه میدانید بسیاری از سلاحهای موجود در ایران بین نیروهای مسلح مشترك بوده و همزمان چندین نیرو از اینگونه سلاحها استفاده می كنند.این تیربار در زمان جنگ تحمیلی و بعلت كاهش كارآیی تیربار قدرتمند MG1A3 (بعلت سنگینی و دفعات گیر كردن ) وارد خدمت نیروهای مسلح گردید و در عملیات مختلف كلاسیك و چریكی توانست كارآیی خود را ثابت نموده و موجب دلگرمی و اطمینان تیربارچی های واحدهای رزمی باشد.
شخصا نیز در زمان جنگ شاهد نفاوت قابل ملاحظه این تیربار با تیربار MG1A3 بوده ام به این شكل كه در زمان استفاده از تیربار MG1A3 بدلیل اینكه به عملكرد آن مطمئن نبودم مجبور بودم یك قبضه سلاح سبك نیز با خود حمل نمایم كه اگر تیربار MG1A3 در هنگام درگیری متوقف شد بدون سلاح نمانم ولی هربار كه گرینوف یا PKT همراه داشتم با خیالی آسوده از آن استفاده می كردم.مضافا اینكه تیربار MG1A3 از جعبه قطار فشنگ بهر نمی برد ولی PKT مزیت حمل آسان قطار فشنگ را نیز داشت.
البته گیر كردن تیربار MG1A3 نیز علت دارد كه انشالله در مبحث بعدی توضیحات لازم را خواهم داد.








__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت هشتم( رمینگتون 870)


Remington 870 یك ShotGun معتبر و كارآمد
رمینگتون 870 توسط كارخانه رمینگتون امریكا در سال 1950 معرفی گردید و بسرعت به یكی از محبوب ترین ShotGun های زمان خود مبدل شد.
این سلاح در سال 1960 عملیاتی شده و اولین بار توسط پلیس ایالات متحده بعنوان سلاح نیروهای مخصوص و پلیس ضد شورش برگزیده شد.
خوش دست بودن این اسلحه موجب گردید كه از همتایان قبلی خود(Winchester1200&Mossberg590) سبقت گرفته و در سال 1970توسط ارتش ایالات متحده خریداری شده و هزار قبضه از آن در اختیار نیروی دریایی امریكا قرار گیرد.
همانطور كه میدانید سلاحهای ShotGun دارای یك مخزن برای ذخیره گلوله هستند.این مخزن به موازات لوله اصلی و در زیر سلاح قرار گرفته و گنجایش 7 یا 8 گلوله به بالا (بسته به مدل و طول سلاح) را دارد.
روش كار در این سلاح به این صورت است كه ابتدا گلنگدن اسلحه كه با روكش چوبی یا پلاستیكی پوشیده شده است را از زیر لوله با فشار دست به سمت خود كشیده و در این حالت گلنگدن بصورت باز و ثابت می ماند.سپس تعدادی فشنگ ( بسته به گنجایش مخزن) را از محل پوكه پران یكی یكی درون مخزن قرار می دهیم و پس از پر شدن ظرفیت سلاح گلنگدن را با فشار دست به جلو هول داده و با تكرار این وضعیت سلاح را مسلح می كنیم.
گلوله های این سلاح از انواع مختلف میباشد.معروف ترین آنها در كشور ما اصطلاحا چارپاره نامیده می شوند ولی گلوله های متنوعی كه محتوی تعداد زیادی ساچمه یا محتوی یك تكه فلز با اشكال نامنظم و همچنین گلوله های مخصوص میباشند نیز در این سلاح استفاده می شوند.
البته گلوله های محتوی ساچمه های كئوچویی یا پلاستیكی كه نوعا غیر كشنده هستند نیز توسط پلیس ضد شورش استفاده می شود.
نسل جدید رمینگتون با عنوان M870 نیز در سالهای اخیر تولید شده كه یك اسلحه ShotGun مخصوص نبردهای كلاسیك بوده و در اختیار بسیاری از ارتشهای دنیا قرار دارد.
مدل های جدید این سلاح قابلیت های مختلفی دارد كه از جمله این قابلیت ها میتوان به تعویض مخزن گلوله ها-نصب درجه نشانه روی-نصب لایتر-حذف قنداق و امكان نصب مدل كوچكتر این سلاح در زیر تفنگهای كارابینM4 و M16 نام برد و مدلهای حرفه ای این سلاح گنجایش 18 فشنگ را نیز دارا هستند.
البته همانطور كه میدانید تعویض مخزن این سلاح به دو منظور انجام می شود1-كاهش وزن سلاح-2-امكان حمل گلوله های بیشتر.
عمل نشانه روی در این سلاح تقریبا بی معنی است چرا كه معمولا گلوله های این سلاح محتوی تعداد زیادی ساچمه- چارپاره یا تكه های نامنظم فلزی است و بصورت دسته ای به سمت هدف حركت می كنند ولی به رحال در برخی از مدلهای این سلاح یك مگسك كوچك در جلو و یك سایت چشمی ابتدایی نیز در انتهای لوله نصب شده است.
سابقه خدمت این سلاح در نیروی پلیس ایران به سالهای 1356 باز می گردد كه در آنزمان كمیته مشترك شهربانی وقت بدنبال سلاحی پرقدرت برای سركوب انقلابیون بود و به همین علت اقدام به خریداری این سلاح نمودند.
در سالهای پس از انقلاب استقبال چندانی از این سلاح در قبل و بعد از ادغام نیروی انتظامی نشد و مدلهای موجود این سلاح بیشتر برای آموزش و در نمایشگاهها استفاده و به ندرت عملیاتی شد.
در سالهای اخیر و با توجه به استفاده از آخرین تكنیكهای پلیسی این سلاح مورد توجه یگانهای ویژه نیروی انتظامی قرار گرفته و در برخی از رژه ها و رزمایشها در دستان پرتوان پرسنل زحمت كش نیروی انتظامی دیده شده است.








__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت نهم(چابك و سخت جان)


مسلسل اتوماتیك و سبك وزن یوزی ( چابك و سخت جان)
در سال 1965 سرگرد یوزی ئل كه یكی از افسران مبتكر و خلاق ارتش رژیم صهیونیستی محسوب می شد تصمیم گرفت با خلق یك سلاح كوچك-چالاك-جان سخت و كارآمد به نیروهای كماندویی و چتربازان ارتش توانایی بیشتری بدهد.
ارتش رژیم صهیونیستی پس از فراغت از جنگ با مصر تقویت گروههای كماندویی و جنگ نامنظم خود را در سرلوحه اصلاحات قرار داده و به همین علت با اشتیاق تمام از طرح سرگرد یوزی ئل استقبال نموده و كلیه امكانات لازم برای عملیاتی شدن این طرح را در اختیار وی قرار داد.
پس از تكمیل طرح و انجام اصلاحات لازم و بدلیل اینكه صنایع نظامی اسراییل قابلیت های بالفعل كنونی را نداشت تصمیم گرفته شد كه با بهره گیری از تكنولوژی كشورهای دیگر مانند فرانسه و بلژیك اقدام به تولید این سلاح نمایند.
این سلاح خیلی زود به تولید انبوه رسید و در اختیار ارتش اسراییل قرار گرفت و در پی آن و با موفقیت های بی نظیری كه این سلاح در عرصه رقابت با همتایان خود بدست آورد بسیاری از كشورها اظهار تمایل نمودند كه با خریداری تكنولوژی مربوطه اقدام به تولید این سلاح در كشور خود نمایند.
یكی از این كشورها ایران بود كه در آنزمان با توجه به ارتباط بسیار نزدیك حكومت وقت با رژیم اشغالگر قدس توانست با انتقال تكنولوژی تولید این سلاح به كشور آنرا به تولید انبوه رسانده و در اختیار واحدهای ویژه نیروهای مسلح خود قرار دهد.
یكی از اولین سازمانهایی كه از این سلاح بعنوان سلاح سازمانی بهره برد ژاندارمری كل كشور بود كه با توجه به نوع ماموریتهای محوله توانست بهترین استفاده را از این سلاح ببرد.
در كنار ژاندارمری نیروهای دیگر نیز بسرعت درخواست استفاده از این سلاح را ارائه نموده و اسلحه یوزی در سال 1353 بعنوان اصلی ترین سلاح كمیته مشترك ضد خرابكاری ساواك و شهربانی و همچنین واحدهای ویژه هوابرد و دیگر واحدهای كماندویی قوای مسلح ایران جای خود را پیدا نمود.
از آن زمان تاكنون صدها هزار قبضه از این سلاح در دنیا تولید شده و علیرغم گذشت سالهای طولانی از تولید آن و علیرغم تولید سلاحهای پیشرفته و كوچك كه بسیار كارآمد تر از یوزی هستند هنوز بعنوان یك سلاح عملیاتی و كارآمد توسط نیروهای امنیتی بسیاری از كشورها استفاده می شود.
هرچند كه پس از این سالها تغییرات عمده ای در شكل-وزن-طول و كارآیی این سلاح ایجاد شده اگر كسی با مدل اولیه این سلاح آشنایی داشته باشد هنوز هم با دیدن انواع كوچكتر یا سبك تر یوزی به یاد همان یوزی اولیه خواهد افتاد.
یكی از مزیتهای این سلاح قرار گرفتن قبضه و خشاب در نقطه ثغل سلاح میباشد كه به تیرانداز این امكان را میدهد كه با كمترین تكان حتی در شلیكهای ممتد دقت هدف گیری را اصلاح نماید.
سیستم تغذیه این سلاح با استفاده از گلنگدن باز و بوسیله گاز مستقیم باروت میباشد.دسته گلنگدن در زمان شلیك در جای خود ثابت مانده و خطری نخواهد داشت.
این اسلحه در مقابل عوامل خارجی مانند گرد وغبار-گل و لای-رطوبت و آب بسیار مقاوم بوده و با استفاده از تجهیزات جانبی مانند پروژكتور-صدا خفه كن و دوربین كارآیی بیشتری خواهد داشت.
لوله سلاح نیز در زمان نیاز بسرعت با یك لوله بلندتر تعویض شده و به همین علت برد مفید آن نیز افزایش می یابد.
طول این سلاح با قنداق بسته470م.م و با قنداق باز650م.م میباشد
وزن آن بدون خشاب در حدود 3500 گرم است و از فشنگ های كالیبر 9 م.م بهره میبرد
برد موثر این سلاح با استفاده از لوله معمولی 200 متر و نواخت تیر آن 600 گلوله در دقیقه است
در حال حاضر بسیاری از یگانهای نیروی انتظامی مانند اسكورت های موتوری یگان حفاظت و تشریفات (بدلیل سهولت استفاده از سلاح توسط یك دست) دركنار سلاح MP5 از سلاح یوزی نیز استفاده مینمایند.














سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت دهم(dshk)


تیربار سنگین DSHK پرقدرت و چندكاره
در دوران جنگ جهانی دوم بسیاری از ارتشهای درگیر جنگ ، خلاء ناشی از عدم برخورداری از یك تیربار سنگین برای حمایت از ستونهای پیاده ارتش در مقابل حملات هوایی دشمن و همچنین ایجاد آتش وسیع و قوی را در جبه های جنگ احساس نموده بودند.آنان پی برده بودند كه ستونهای نظامی و رسته های پیاده با برخورداری از یك سلاح پرقدرت خواهند توانست بصورت مستقل و بی نیاز از یك آتشبار پدافند هوایی سنگین وزن و كششی ، در مقابل حملات هواپیماهای ملخی آن زمان مقاومت نموده و اینگونه حملات را دفع نمایند.
همچنین پی بردند در صورت برخورداری از سلاح مذكور میتوانند از فواصل دور و با ایجاد یك آتش تهیه پرقدرت نیروهای پیاده دشمن را زمین گیر كرده و ضمن جلوگیری از پیشروی دشمن اقدام به آماده سازی نیروهای خودی برای دفع مكانیزه حملات توسط واحد ادوات خود نمایند.
به همین علت بسیاری از كارخانه های اسلحه سازی در پاسخ به این نیاز اقدام به طراحی و تولید تیربارهای سنگین نمودند كه با استفاده از آن بتوانند كمبودهای ناشی از عدم وجود اینگونه سلاحها در جنگهای زمینی را پر نمایند.
یكی از كشورهای پیشرو در زمینه تولید اینگونه سلاحها اتحاد جماهیر شوروی بود كه در ابتدا با طراحی یك تیربار قابل حمل كالیبر 12/7 بنام DK (دكتیاروف)توانست انقلاب جدیدی در تولید تیربارهای سنگین ایجاد نماید.سلاح DK از سیستم تغذیه خشابی بهره میبرد و دارای معایب بسیار از جمله وزن زیاد بود.
بعدها یك طراح سلاح روسی بنام شاپگین توانست با تغییراتی كه در سلاح DK داد آنرا با سیستم تغذیه نوار فشنگ روانه نبرد نماید.سلاح جدید با تلفیق نام دكتیاروف و شاپگین DSHK نامگذاری و بعنوان سلاح ضدهوایی و پشتیبانی پیاده نظام مورد استفاده قرار گرفت.
DSHK در سالهای پس از جنگ جهانی دوم مورد اصلاحات اساسی قرار گرفت و توانست بعنوان تیربار سازمانی نیروهای پیاده ارتش شوروی خدمت نماید.
همچنین با توجه به دقت مناسب و وزن كمتر جایگزین تیربار برجك بسیاری از تانكهای اتحاد جماهیر شوروی گردید.
از این سلاح بعلت برخورداری از قدرت مانور خوب در ماموریتهای متفاوتی استفاده می شود.
بطور مثال بعنوان تیربار ضدهوایی-تیربار ناوچه ها و قایقهای گشتی-تیربار پشتیبانی و .......
DSHK در اوایل جنگ تحمیلی وارد خدمت نیروهای مسلح كشور ما شد و با توجه به نیاز رسته های مختلف در اختیار بسیاری از نیروها قرار گرفت.البته DSHK در بین نیروهای مسلح به تیربار دوشكا معروف است.
بیشترین استفاده از این تیربار در خدمت نیروی انتظامی با نصب آن بر پشت وانت های نیسان پاترول یا لندكروز و در مناطق عملیاتی شرق كشور صورت گرفته است.بدون اغراق میتوان گفت كه تمام گشتیهای رزمی و عملیاتی و ستون های پاكسازی در شرق كشور در تمام ماموریتهای خود از این وانت های مجهز به تیربار DSHK استفاده می نمایند.
همچنین پاسگاهها و پایگاههای مرزداری نیز با نصب این تیربار در برجها و برجكهای خود توانسته اند از حجم آتش بسیار قوی این سلاح استفاده نمایند.
برد نهایی این تیربار 7000 متر و برد موثر 3300 متر است.
لازم بذكر است معرفی این سلاح در سلسله مطالب سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی بدلیل آشنایی عزیزان با این سلاحها صورت گرفته است






__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت یازدهم(شوكرها)


شوكر- پایانی بر شلیك های غیر ضروری
زمانی بود كه نیروهای پلیس برای متوقف كردن جنایتكاران و تبهكاران هیچ راهی بجز شلیك به سوی آنها نداشتند.
از سالیان قبل نوع نگرش به روشهای بازدارندگی در اغلب نیروهای پلیس دنیا تغییر كرده و هرچه بیشتر به سمت بازدارندگی بدون استفاده از سلاحهای كشنده سوق پیدا كرده است.
زمانی بود كه اگر مجرمین در هنگام دستگیری مقاومت میكردند یا یسوی نیروهای پلیس حمله ور می شدند هیچ راهی بجز شلیك های اخطاری یا شلیك به نقاط كم خطر بدن وجود نداشت.حتی در گاهی اوقات مجرمین از سلاح گرم یا سرد استفاده نمی كردند ولی نیروهای پلیس ناچار بودند برای جلوگیری از ضرر وزیان های ناشی از تعارض تبهكاران، به سلاح گرم متوسل شده كه در بسیاری از اوقات استفاده از سلاح گرم حتی علیرغم میل شلیك كننده منجر به كشته شدن مجرمین می شد ولی چه می شد كرد و چنانچه یك مامور پلیس كلیه قوانین استفاده از سلاح را رعایت كرده بود هیچگونه ایرادی به وی وارد نبود.اما چیزی كه مطرح بود این بود كه آیا جرمی كه آن مجرم مرتكب شده بود واقعا مستحق چنین مجازاتی بود یا نه؟
اما در سالهای اخیر طراحان سلاح در دنیا بفكر ایمن تر نمودن روشهای بازدارندگی افتادند و این تفكر منجر به اختراع سلاحهای شوك دهنده - ابزارهای پرتاب تور یا سلاحهایی كه ماده چسبناك شلیك می كنند گردید.
بسیاری از جوانهای دوره انقلاب شاید استفاده گسترده نیروهای نظامی و انتظامی رژیم شاه از باتوم های برقی را بخاطر داشته باشند.باتوم هایی كه از ولتاژ نسبتا بالابرخوردار بوده ودرصورت اصابت به نقاط برهنه بدن میتوانستند برای مدتی آن قسمت از بدن كه مورد اصابت قرار گرفته بود را از كار بیاندازند.
درواقع آن باتوم ها از نسل قبلی و پدربزرگ شوكرهای فعلی بودند.طراحان شوكرهای جدید توانسته اند بعد از گذشت حدودا 4 دهه كه از عمر این شوكرها می گذرد چنان قدرتی را وارد بدن انسان نمایند كه گویی آن قسمت از بدن اصلا وجود نداشته است.!!!!!!
سلاحهای شوك دهنده فعلی با استفاده از یك مكانیزم ساده كه در واقع از بدن فرد اصابت شونده كمك می گیرند میتوانند چرخة الكتریكی موجود در بدن را بمنظور از كار انداختن قربانی بر علیه خودش استفاده نمایند.
جالب است كه بدانید وجود جریان الكتریكی با ولتاژ پایین در بدن تمام موجودات زنده وجود دارد و این جریان در واقع یكی از مهمترین عوامل برای فعالیت بسیاری از اعضای بدن میباشد.مغز انسان با استفاده از این جریان الكتریكی ولتاژ پایین میتواند فرمانهای خود را به كلیه اعضای بدن منتقل و موجب حركت آنها شود. طپش های قلب انسان نیز با استفاده از همین جریان الكتریكی صورت می گیرد و شاید بسیاری از شما دیده باشید كه كادر درمانی برای راه اندازی قلب یك بیمار كه مبتلا به ایست كامل شده از دستگاهی به نام الكتروشوك استفاده می كنند.بنابراین میبینیم كه این ولتاژ یا جریان الكتریكی یكی از عوامل حیاتی برای بدن موجودات زنده است.
طراحان سلاحهای با آگاهی از این مكانیسم توانسته اند شوك دهنده ها را اختراع نمایند.به این صورت كه شوك دهنده با مختل كردن جریانهای ولتاژ پایین بدن وضعیتی را ایجاد می نماید كه قربانی قادر به كنترل عضو اصابت شونده نخواهد بود.
حال به صورت كوتاه به توضیح مكانیسم عمل این سلاحها می پردازیم.
شوكرها یك جریان الكتریكی با ولتاژ بالا و آمپر پایین تولید می كنند.وقتی شوك دهنده به سمت قربانی شلیك می شود این جریان الكتریكی با آمپر پایین وارد بدن می شود كه در حالت معمولی این جریان آنقدر قوی نیست كه منجر به مرگ شود و تنها كاری كه انجام می دهد این است كه با تداخل امواج ارسالی با امواج الكتریكی بدن موجب پیدایش مقدار زیادی اطلاعات گیج كننده در مسیر مغز به اعضای بدن می شود.
این جریان پس از اصابت به اعضای بدن موجب می گردد پیغامهای غیر واقعی از عضو به سمت مغز ارسال شده و در نتیجه سیگنالهای بازگشتی از مغز نیز تخریب شده یا مختل می گردد.درواقع مثل این است كه با ارائه اطلاعات دروغین به مغز اخطارهای متعدد و شدید را وارد سیستم فرماندهی بدن نموده و مغز نیز قدرت تجزیه و تحلیل این اطلاعات كه با حجم بالا و غیر واقعی ارسال گردیده است را ندارد و به ناچار اقدام به ارسال سیگنالهای شدیدتر از حد نیاز و توان آن عضو می نماید و این چرخه باعث می شود كه سیكل ارتباطی مغز با عضو آسیب دیده پس از چندین رفت و بازگشت ، شكل واقعی خود را از دست داده و فرد مورد اصابت بدلیل از دست دادن دخایر انرژی از كنترل عضو مورد نظر عاجز باشد.
شوك دهنده ها بسته به ماموریت خود در ابعاد كوچك و بزرگ تولید شده اند.برخی از آنان به اندازه یك سلاح كمری كوچك و برخی دیگر به اندازه یك مسلسل سبك طراحی شده اند كه طبعا شوكرهای بزرگ تر قدرت شلیك های شدیدتر با برد بیشتر دارند..برخی از شوكرها برای ایجاد ارتباط الكتریكی بین دو قطب خود باید مستقیما به بدن قربانی چسبانده شوند و برخی دیگر قادر هستند الكترودهای كوچكی را به سمت قربانی شلیك نمایند كه البته جمع كردن الكترودها و شارژ مجدد كمی سخت میباشد..مدل و زمان شارژ هركدام از آنان نیز متفاوت است.همچنین شوكرهایی نیز از جریان آب برای پرتاب جریان الكتریكی استفاده می كنند .به اینصورت كه آب بعنوان حامل جریان الكتریكی از سلاح شوكر به سمت قربانی شلیك شده و به همین علت برد این شوكرها نیز بیشتر از انواع دیگر میباشد.
نیروی انتظامی كشورمان نیز در زمان برخورد با آشوب گران و اغتشاش كنندگان، از انواع مختلف این شوكرها استفاده می نماید.چرا كه سلاحهای شوك دهنده وسلیه ای بسیار مناسب برای جلوگیری از اعتشاش میباشد.فرض كنید در یك مسابقه فوتبال تعداد زیادی از هواداران یك تیم دست به آشوب و اغتشاش بزنند و بخواهند با ایجاد درگیری، امنیت ورزشگاه را به خطر بیاندازند.در این زمان بهترین وسیله برای ممانعت از این اقدامات آشوبگرانه، شوكرها هستند چون بدون وارد آوردن صدمات شدید و جبران ناپذیر میتوانند فرد آشوبگر را تا زمان لازم از حركت بیاندازند. همچنین نگهبانان واحدهای حراست در پاركها-مجتمع های تجاری-سینماها و مكانهای پر تردد كه امكان درگیری بین تعدادی از جوانها زیاد است نیز به این شوكر مسلح شده و به نحو عالی از آن استفاده مینمایند.










__________________

سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت دوازدهم(ام ژ 3)


تیربار ام ژ 3 یک تیربار فوق العاده قوی و کارآمد در تیپ تیربارهای سبک
سال 1939 طرح اولیه تیرباری که امروزه آنرا با نام تیربار ام ژ 3 می شناسیم توسط جرج اشتاینمن المانی ارائه شد.
سالهای بعد که آلمانها به فکر احاطه بر تمام جهان افتادند توانستند با اصلاحاتی که در طرح اولیه اشتاینمن ایجاد کردند به یک تیربار قوی دست پیدا کنند که می توانست نیاز نیروهای پیاده نظام آلمان در شلیک به اهداف متحرک و ایجاد حجم وسیعی از آتش را بر طرف نماید.
تیربار ام ژ 3 پس از جنگ جهانی دوم توسط برخی از کشورها مورد بهینه سازی قرار گرفت و بصورت یک تیربار بسیار کارآمد در خدمت بسیاری از نیروهای نظامی جهان قرار گرفت.
این تیربار که در ایران با سریال ام ژ 1 آ 3 تولید می شود از سال 1349 توسط ستاد نیروهای مسلح آن زمان بعنوان تیربار سازمانی نیروهای نظامی ایران انتخاب و خریداری شد.2 سال بعد کارخانه تسلیحات ایران توانست با کسب امتیاز تولید ام ژ 3 از کارخانه سازنده اقدام به تولید انبوه این سلاح در ایران نماید و از آن زمان تاکنون هزاران قبضه از این سلاح در ایران تولید شده و در اختیار نیروهای نظامی قرار گرفته است.
این تیربار در دوران جنگ تحمیلی توانست بعنوان یک تیربار کارآمد خدمات قابل توجهی به یگانهای استفاده کننده ارائه نماید.
نیروی پلیس ایران نیز از سالهای قبل از انقلاب اسلامی این سلاح را در اختیار داشته و تا کنون نیز در کلیه واحدهای مرزی و یگانهای ویژه بعنوان یکی از تیربارهای عملیاتی از آن استفاده می شود.
یکی از اشکالات عمده در این تیربار دفعات زیاد گیر کردن و توقف شلیک میباشد که استفاده کنندگان را دچار دردسر می نماید.ولی چنانچه چند لوله یدکی در اختیار داشته باشیم تا حدود زیادی این اشکال برطرف خواهد شد.
مشخصات کلی سلاح:
کالیبر 7/62
وزن: 10/5 کیلوگرم
طول سلاح:1225 میلی متر
طول لوله: 565 میلی متر
نواخت تیر: 1200 گلوله در دقیقه










__________________


سلاحهای مورد استفاده نیروی انتظامی قسمت سیزدهم(استینگر)


موشك دوش پرتاب استینگر
موشك استینگر یكی از موشكهای دوش پرتاب هدایت شونده است كه توسط ایالات متحده امریكا برای درگیر شدن با اهداف پرنده كه در ارتفاع پایین پرواز كرده و نیروهای پیاده را تهدید می كنند تولید شده است .
این موشك انداز با استفاده از جستجوگرهای مادون قرمز بر روی گرمای ناشی خروجی های اگزوز اهداف پرنده قفل شده و می تواند هر شیء پرنده را در فاصله كمتر از 11000 پا مورد هدف قرار دهد.
كارآیی فوق العاده این موشك انداز موجب گردیده كه واحدهای زمینی ارتش ایالات متحده در تمام درگیری های خود از آن بهره ببرند.
همچنین تعدادی از گروههای تروریستی نیز برای هدف قرار دادن هواپیماهای مسافربری از آن استفاده كرده اند.
این موشك انداز كه نام كارخانه ای آن FIM-92A میباشد بمنظور دفاع از نیروهای زمینی در برابر حملات هواپیماها و هلی كوپتر های پرواز كننده در ارتفاع پایین طراحی شده است.و توانسته نگرانی نیروهای زمینی را از بمباران هواپیماها و هلی كوپترها كه معمولا موجب وقفه در حركت ستونهای نظامی می شوند را بر طرف نماید.
كارآمدی این موشك انداز به خاطر وزن سبك آن(15 كیلو گرم) و وزن سبك موشك (10 كیلوگرم) و برد مفید نسبتا زیاد آن (در ارتفاع 3500 متری تا مسافت 8 كیلومتر) میباشد.
یك تیرانداز به تنهایی بطور كامل میتواند از این جنگ افزار استفاده نماید. هرچند كه تیم استاندارد برای استفاده از این موشك انداز 2 نفر تعیین گردیده است.
این موشك انداز با بهره گیری از تكنیك جستجوگر مادون قرمز از روش شلیك كن و فراموش كن(Fire and Forget) استفاده می كند و به همین علت و همچنین به علت استفاده از یك سامانه رد گیری غیر فعال كه برخلاف موشكهای هدایت شونده دیگر از تشعشعات امواج راداری برای دیدن اهداف خود استفاده نمی كند توانسته است امنیت قابل قبولی را برای كادر شلیك كننده ایجاد نماید.
روش شلیك با این سامانه به این شكل است كه ابتدا موشك را به سوی هدف نشانه گرفته و زمانیكه جستجوگر بر روی هدف قفل شد با شنیدن یك علامت صوتی كه نشان از اتمام هدف گیری دارد ماشه را كشیده و بقیه كارها را به موشك واگذار می كنیم.
موشك استینگر پس از رها شدن از سامانه 2 كار انجام می دهد:
1- در ابتدا با استفاده از یك موتور كوچك از لوله و سامانه پرتاب فاصله گرفته تا شلیك كننده را در معرض خطر قرار ندهد.
2- سپس با رها كردن موتور پرتاب اولیه و روشن شدن موتور اصلی كه از سوخت جامد استفاده می كند به سمت هدف حركت می كند. موتور اصلی می تواند سرعت 2400 كیلومتر بر ساعت كه معادل 2 ماخ میباشد را به موشك بدهد.
این سرعت به موشك استینگر اجازه می دهد كه اهداف پرنده را در ارتفاع 3500 متری و در برد 8 كیلومتر به پایین مورد اصابت قرار دهد به این معنی كه اگر هلی كوپتری در فاصله 2 مایلی باشد و به شكل كامل دیده شود ( نه به شكل نقطه) براحتی مورد اصابت موشكها یپرقدرت استینگر قرار خواهد گرفت.
روش رد گیری موشكهای استینگر به این شكل است كه با استفاده از سنسورهای مادون قرمز و ماوراء بنفش بدنبال نور ساطع شده از موتور پرنده ها می گردند و پس از كشف آنها بدنبال گرمای ساطع شده می روند.این موشكها همچنین از سایه ماوراء بنفش هدف استفاده كرده تا بتوانند هدف را از مابقی اشیاء تولید كننده گرمای اطراف آن تمیز دهند.
موشك استینگر یك موشك هوشمند با تواناییهای بسیار بالا میباشد كه قادر است انحرافات ایجاد شده در طی مسیر كه از جانب هدف پرنده یا حتی از جانب خود موشك صورت میگیرد را بدقت اصلاح نموده و مجددا خود را در مسیر دقیق هدف قرار دهد. و این تصحیح از طریق یك دوربین دیجیتالی مادون قرمز كه بر روی دماغه موشك استینگر نصب گردیده است انجام خواهد شد.
مختصات موشك استینگر
قطر: 7 سانتی متر
وزن:10 كیلوگرم
مواد انفجاری:2/2 پاوند با فیوز برخوردی(پس از برخورد منفجر می شود)
سرعت:2400 كیلومتر بر ساعت
برد ارتفاعی: حدود 3 كیلومتر(11000 پا)
برد طولی: حدود 8 كیلومتر(5 مایل)
بطور كلی این سامانه بسیار قابل اطمینان بوده و در حال حاضر بعنوان یك موشك انداز استاندارد با كارآیی بالا در ارتش بسیاری از كشورهای همپیمان با آمریكا از آن استفاده می شود.
مبتكرین نظامی كشور عزیز ما ایران نیز با تولید یك سامانه موشك انداز تقریبا مشابه استینگر این امكان را در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرارداده اند كه از این تكنولوژی بسیار مدرن و كارآمد استفاده نماییم. البته ادعای تولید كنندگان ایرانی این است كه سامانه ابتكاری موجود در ایران به هیچ وجه از مدل امریكایی آن الهام نگرفته و بسیار متفاوت از استینگر میباشد .
یگانهای زمینی و مرزداری و همچنین یگان پدافند هوایی نیروی انتظامی نیز از نمونه ایرانی این موشك انداز برخوردار میباشد كه از آن در مناطق مرزی كشور استفاده مینماید.






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :